با ۱۰ آلت موسیقی عجیب و منحصر به فرد از گوشه و کنار جهان آشنا شوید

موسیقی یک زبان بین المللی است که مردم دنیا را دور هم جمع می کند. هر فرهنگی فهرستی از ملودی ها، آوازها، رقص ها و در برخی موراد آلات موسیقی خاص خود را دارد. سخت است بگوییم که انسان در چه مرحله ای از تکامل خود شروع به استفاده از موسیقی و توسعه ی آن کرده اما با دیدن رواج موسیقی در میان قبایل سنتی و دور افتاده ی امروزی می توان حدس زد که استفاده انسان از موسیقی تاریخچه ی بسیار درازی داشته و در اوایل دوران پیدایش انسان از این هنر شگرف استفاده می شده است.

عصب شناسان دریافته اند که نواختن آلات موسیقی بیشتر از هر فعالیت دیگری اجزای مغز انسان را تحریک می کند. این موضوع باعث می شود که ارتباطات جدیدی بین اجزای مختلف مغز پدید آمده که در نهایت هوش بیشتر و عکس العمل سریع تر شما به هر چیزی را در پی خواهد داشت.

 

بیایید با هم نگاهی بیندازیم به ۱۰ آلت موسیقی سنتی و جدید منحصربفرد و عجیب سراسر جهان که بسیاری با نواختن آن ها دیگران و خود را مسحور می کنند و مقداری توازن و ریتم را به زندگی های خشکمان هدیه می کنند.

۱- فلوت بینی (The Nose Flute)

12tarnetar-019-w700

در کمال تعجب این آلت موسیقی در نقاط مختلفی از جهان مورد استفاده قرار می گیرد. فلوت بینی اصالتاً به نیمکره شرقی، تمدن های پولینِزی (Polynesia) و مناطق کرانه ی اقیانوس آرام تعلق دارد. انواعی از فلوت های مشابه این مورد نیز در مناطقی مانند چین، هند یا مناطق صحرایی آفریقا یافت می شود. در هاوایی این ساز را “ohe hano ihu” می نامند که به معنای «فلوت بامبوی بینی» است. این فلوت تنها از یک تکه چوب بامبو ساخته شده و سه یا چهار سوراخ دارد که انگشتان روی آن ها قرار می گیرند. در هاوایی این ساز را معمولا در مهمانی ها یا در خلوت و برای لذت شخصی می نوازند. با این وجود در برخی از موارد نیز دیده شده که از این ساز همراه با آواز، ترانه و حتی رقص های موزون استفاده شده است.

 

 

در نیوزیلند، فلوت بینی را از دندان وال درست می کنند و به آن «اِنگورو» (nguru) گفته می شود. روی این ابزار موسیقی حکاکی های ظریفی انجام گرفته و فلوت بدست آمده معمولا مقدس شمرده می شود. در تانزانیا از دو عدد فلوت استفاده می کنند که هر کدام از آن ها در یک سوراخ بینی قرار می گیرد.

اگر چه نواختن این ابزار با بینی کمی غیر عقلانی به نظر می رسد اما چنین روشی باعث می شود که نوازنده بتواند در هنگام فرو بردن هوا از بینی از دهان خود به عنوان یک محفظه برای تغییر پیچش و طنین صدا استفاده کند. بدین ترتیب فلوت می تواند به جای تولید نُت های زیر و بم در گام های مرحله ای مجموعه ای نرم و سریع از نُت های زیر و بم را تولید کند.

با این وجود متاسفانه سنت نواختن این آلت موسیقی منحصربفرد در جهان به سرعت در حال از بین رفتن است. البته هنرمندان سخت در تلاشند که این آلت موسیقی شگفت انگیز را حفظ کنند . نمونه ای جدید از این ساز با نام «هیومناتون» (Humanatone) در سال ۱۹۰۴ توسط شخصی به نام جیمز جی. استیورز ( James J. Stivers) در شهر نیویورک ساخته شد. بر خلاف فلوت های بینی قدیمی، امروزه هیومناتون از پلاستکی ساخته شده و به ملخ هواپیما شباهت دارد.

۹- هَنگ (The Hang)

The-Hang-drum_web-w700

این ساز که معمولاً به آن طبل هَنگ گفته می شود و به نظر می رسد اسم نامناسبی برای آن باشد زیرا به باور سازندگان این آلت موسیقی، کارکردی بسیار فراتر از یک طبل دارد. این وسیله در سال ۲۰۰۰ در شهر بِرن سوییس توسط فلیکس راهنر (Felix Rohner) و سابینا شارر (Sabina Schärer) ابداع شده و اسم اصلی آن در واقع «هَنگ» (the Hang) بوده و ساخت آن نتیجه ی تحقیق عمیق و علمی در مورد ابزارهای موسیقی آهنی بوده است. این ساز با یک ماده ی سخت مشتق از آهن ساخته شده و شکلی شبیه بشقاب پرنده دارد.

 

 

چنین طراحی نه تنها باعث می شود که هَنگ صدای نرم تری داشته باشد بلکه دوام صدا و خود هَنگ را نیز تضمین می کند.نام این ساز از کلمه ای آلمانی به معنای «دست» گرفته شده است. گودی هایی که در لبه های این ساز دیده می شود در واقع توسط ضربه های چکش اعمال شده تا بتواند صداهای وهم آمیز بیشتری تولید کند. در هنگام نواختن این آلت موسیقی، صداهایی مانند صدای چنگ، زنگ یا صدای موزون سَنج های فولادی (steelpan) به گوش می رسد.

سنج های فولادی بومی کشور ترینیداد و توباگو بوده و معمولا با دو عدد چکش کوچک نواخته می شد. در ساخت طبل هَنگ از این سنج های فولادی ترینیدادی الهام گرفته شده است. در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۷۰ این سازهای کوبه ای محبوبیت زیادی در اروپا پیدا کردند.

سازندگان طبل هَنگ در طی سالیان مختلف تغییرهای متفاوتی در طراحی این ساز اعمال کرده بودند تا این که ۲۵ سال بعد از ساخت اولین طبل هَنگ توسط راهنر و شار، یک روز شخصی با یک «گاتام» (Gatam) که یک ساز کوبه ای هندی است وارد مغازه ی آن ها شد و آن ها با دیدن این آلت موسیقی جالب هندی تصمیم گرفتند که از دست خالی برای نواختن طبل خود استفاده کنند. اگر چه برای نواختن این طبل به مقداری تمرین نیاز دارد اما یادگیری نواختن آن تقریباً ساده است.

۸- غرش شیر  (The Lion’s Roar)

maxresdefault (1)-w700

در مقایسه با دیگر آلات ارائه شده در این فهرست،این طبل اصطکاکی معمولا همراه با دیگر آلات موسیقی که ریتم خاصی دارند به کار می رود. این ساز در نواحی مختلف آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکای جنوبی یافت می شود و در هر منطقه شکل و اندازه های متفاوتی دارد. اسم هایی که برای این ساز در نظر گرفته شده اند نیز متفاوت هستند. از طبل غرش شیر معمولا در مراسم خاص مذهبی یا تشریفاتی به ویژه در اروپا استفاده می شود. در زبان فنلاندی این ساز را «روملپوت» (rommelpot) می نامند در حالی که اسم آن در زبان اسپانیایی «زامبومبا» (zambomba) است.از این آلت موسیقی در مراسم های رسمی و تشریفاتی کشور ایتالیا  و همچنین مراسم جشن سال نو در رومانی نیز استفاده می شود.

 

 

در این ساز کوبه ای، صدا در داخل یک جعبه ی استوانه ای تولید می شود. این جعبه معمولا یک کوزه، گلدان یا تغار چوبی است که پوشش روی آن از چرم ساخته می شود. با مالیدن انگشت به این پوشش چرمی یا ضربه زدن به آن با یک تکه چوب کوچک می توان صدا تولید کرد. کوک کردن صدا و تغییر تُن صدا را می توان با فشار دادن روی پوشش چرمی انجام داد. در برخی از مناطق یک ریسمان خیس که معمولا از موی اسب تشکیل شده به نوک یکی از چوب ها بسته می شود. با کشیدن این چوب روی سوراخی که در مرکز پوشش چرمی ایجاد شده است نوعی اصطکاک به وجود می آید. در این مورد این طبل اصطکاکی را «طبل ریسمانی» (string drum) یا «غرش شیر» (lion’s roar) می نامند.

 ۷- بالالایکا (The Balalaika)

balalaika-w700

اگر چه ساز بالالایکا یک ساز سنتی روسی است اما شباهت بسیار زیادی به بسیاری از آلات موسیقی سیمی آسیای شرقی از قبیل «دومبرا» ( dombra) و «تانبورا» (tanbura) دارد. با این وجود در سال های ۱۵۰۰ نیز این ساز توسط دلقک ها و آوازه خوان های روسی در هنگام خواندن ترانه های در هجو حاکمان و کلیسای ارتدوکس نواخته می شد. بنابراین جای تعجب ندارد که قدیمی ترین سند در مورد ساز بالالایکا مربوط به یک نامه ی بازداشت در تاریخ ۱۶۸۸ است که نشان می دهد کلیسا قصد داشته موسیقی سنتی را به طور  کلی ممنوع کند. البته کلیسا موفق به این کار نشد و از آن زمان تاکنون همواره بر محبوبیت این ساز سیمی به ویژه در میان طبقات متوسط و پایین جامعه افزوده شده است.

 

 

در اواخر دهه ی ۱۸۰۰ تقریباً در هر خانه ای در روسیه یک بالالایکا وجود داشت. از این لحاظ می توان تاریخچه ی بالالایکا را با ساز «بانجو» (banjo) در آمریکا مقایسه کرد. در آمریکا نیز از گیتار بانجو معمولا در مراسم فرهنگی انقلابی استفاده می شد. اما در حالی که ساز بالالایکا نشانه ی وحدت بین مردم روسیه بود، گیتار بانجو در آمریکا به نماد مبارزه بین مخالفان و موافقان نظام برده داری تبدیل شد.

نام این آلت موسیقی شباهت زیادی به معادل روسی کلماتی مانند «ور ور کردن» (babble) یا «زر زر کردن» (jabber) نوزاد دارد که تاریخچه ی سنتی و ماهیت ساده و بانشاط این ساز را نشان می دهد. برخی بر این باورند که طراحی سه گوش این ساز از برش های چهارگانه ی یک کدو تنبل الهام گرفته شده و در واقه بالالایکا از یکی از این برش ها ساخته شده است. مدل های مدرن بالالایکا در قرن نوزدهم ابداع شده و توسط واسیلی آندریف (Vasily Andreyev) موسیقی دان شهیر روسی توسعه داده شدند. این ساز در ۵ اندازه ی متفاوت از ۲۰ اینچ تا ۵.۸ پا ساخته می شود.

 ۶- هارمونیکای شیشه ای (The Glass Harmonica)

thomas-block-glass-harmonica-w700

هارمونیکای شیشه ای که به خاطر شکننده بودنش بسیار کمیاب است با نام «عضو قدحی» (bowl organ) یا «هیدروکریستالوفون» (bowl organ) توسط بنجامین فرانکلین طراحی و ساخته شد و اغلب جورج واشنگتن و ماری آنتوانت آن را می نواختند. ظاهر آن به یک دستگاه بخار عجیب و غریب قدیمی (steampunk) می ماند اما این آلت موسیقی توسط هنرمندان مشهوری مانند تام ویتس (Tom Waits)، لیندا رونستات (Linda Ronstadt)، دیوید گیلمور (David Gilmour)، بیورک (Björk) و رابین هیچکاک () نواخته شده است.

 

 

توماس بلوش (Thomas Bloch) موسیقی دان سنتی فرانسوی به طور معمول از این ساز همراه به سازهای غیر معمول دیگری مانند “ondes Martenot” و “Cristal Baschet” استفاه می کرده است. اشتراوس، بتهوون و موتزارت نیز هر کدام قطعاتی برای اجرا با هارمونیکای شیشه ای نوشته اند و حتی باند موسیقی نئو متال «کورن» (Korn) از این ساز استفاده زیادی کرده است.

شیوه ی کار این آلت موسیقی بسیار سر راست و ساده بوده و صدای آن شبیه یک انسان مست است که می خواهد با حرکت دادن انگشتانش دور لب در مراسم عروسی شما آواز بخواند اما در نهایت کار با شکستن لیوان شراب او به پایان می رسد. تفاوت اصلی در این است که روش کارکرد هارمونیکای شیشه ای کاملا مکانیکی خواهد بود. یک محور آهنی از سوراخ های مجموعه ای از ۳۷ قدح شیشه ای در اندازه های مختلف عبور داده شده است و این محور به وسیله ی یک پدال توسط پا به حرکت در می آید. مزیت بزرگی که هارمونیکای شیشه ای نسبت به نمونه های اولیه ی این ساز دارد این است که قدح ها به صورت افقی چیده شده اند و نوازنده می تواند مانند یک پیانو ان را بنوازد و در آنِ واحد بیش از ۱۰ صدای مختلف تولید کند.

۵- سمانترون (The Semantron)

schermafbeelding-2015-03-13-om-17-22-57-w700

 

 

این ساز کوبه ای تنها در صومعه های مسیحیان ارتدوکس مورد استفاده قرار گرفته و تنها در مناطق جنوب شرقی اروپا یافت می شود. هدف از نواختن این ساز دعوت کردن از راهب ها برای دعا کردن است. البته در ابتدای هر مراسم مذهبی نیز این ساز نواخته می شود. سمانترون طراحی بسیار ساده ای دارد و قدمت آن به قرن ششم میلادی و دوران امپراطوری بیزانس باز می گردد. این ساز که در زبان یونانی «زیلون» (xylon) نامیده می شود برای اولین بار در مناطق فلسطین، مصر و صحرای سینا مورد استفاده قرار گرفته و جایگزین شیپورهایی شد که قبلاً برای جمع کردن راهب ها استفاده می شد و خیلی سریع در سراسر امپراطوری مورد استفاده قرار گرفت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سمانترون اشکال و اندازه های مختلفی دارد که به ترتیب خاصی نواخته می شوند. اما چیزی که در همه ی انواع سمانترون ها وجود دارد یک تخته ی چوبی است که به وسیله ی دو زنجیر آویزان شده و با یک یا دو چکش چوبی به آن ضربه زده می شود. انواع دیگر ممکن است کوچکتر یا قابل حمل  یا حتی از فلز ساخته شده باشند اما شیوه ی کاری همه ی آنها یکسان خواهد بود.

اگر چه این ساز کوبه ای طراحی ساده ای دارد اما می تواند صدای پرطنینی را همراه با تُن های متفاوتی تولید کند. همه ی این تفاوت ها به ضخامت منطقه ای که باچکش جوبی به آن ضربه زده شده و شدت ضربه بستگی خواهد داشت. سنت استفاده از زنگ و ناقوس تنها بعد از جنگ های صلیبی چهارم و زمانی که ونیزی ها همراه با فرانسوی ها شهر قسطنطنیه را تصرف کردند مرسوم شد. اما از آن زمان به بعد تعداد سمانترون ها به شدت افزایش یافته و تعداد آن ها به ۵ برابر ناقوس ها رسید. یکی از دلایل استفاده ی مداوم از این آلت موسیقی این است که در زمان امپراطوری عثمانی به صدا درآوردن ناقوس ممنوع شده بود.

۴- فلوت یهودی (The Jew’s Harp)

IMG_1959-w700

علی رغم اسمی که برای این ساز تیغه ای ( lamellophone) انتخاب شده، “فلوت یهودی” هیچ ارتباطی با جامعه ی یهودیان ندارد. این ساز با نام های دیگری نیز شناخته می شود از قبیل «فلوت آرواره ای» (jaw’s harp)، «فلوت آب میوه ای» (juice harp)، «فلوت اوزارک» (Ozark harp)، «شیپور» (trump) و «گیمبارد» (guimbard). بیشتر اسامی که برای این ساز انتخاب شده اند در واقع تلفظ نادرست یا استفاده ی اشتباه از نام اصلی آن نشات گرفته اند. برای مثال واژه ی “jew” در واقع تلفظ نادرست واژه ی “jaw” بوده است.

این ساز بسیار کوچک بوده و معمولا از یک قطعه ی متحرک فلزی یا زبانه ی ساخته شده از چوب بامبو تشکیل شده که به یک قالب وصل می شود. نوازنده این ساز را در دهان خود قرار داده (دهان مانند یک حفره ی ایجاد طنین عمل می کند) و زبانه ی فلوت را برای تولید صدا به حرکت در می آورد.

 

 

تعدا نُت هایی که این فلوت می تواند تولید کند بسیار محدود است و تنها یک دانگ صدا (pitch) دارد. صدای تولید شده توسط این فلوت ها با استفاده از حرکت دادن دهان تغییر می کند. در سال های قرن هیجدهم در اروپا برخی از موسیقی دانان فلوت هایی تولید کردند که دو یا چند زبانه برای دانگ صداهای مختلف داشتند که باعث می شد این آلت موسیقی کمی پیچیده تر باشد.

اصالتاً این آلت موسیقی متعلق به آسیا و اقیانوسیه است و در حدود قرن چهاردهم اروپاییان با آن آشنا شدند. برخی آن را یکی از قدیمی ترین آلت های موسیقی دنیا می دانند. این فلوت به خاطر صداها و ملودی های آرامی که تولید می کرد معمولا در مراسم عبادی مورد استفاده قرار می گرفت. در اتریشِ قرن نوزدهم و در تایلند این فلوت برای آوازهای عاشقانه استفاده می شد. امروزه صدای این ساز بیشتر در کارتون های کودکانه شنیده می شود.

۳- هایدرولوفون (The Hydraulophone)

southnessie_hydraulophone092q-w700

هایدرولوفون را تنها با دست های خیس می توانید بنوازید. اگر چه ظاهر آن پیچیده به نظر می رسد اما سیستم کاری داخل آن بسیار ساده و شبیه سازهای بادی چوبی مانند ساکسوفون و قره نی (bassoon)  است. این آلت صدا را از طریق تحت فشار قرار دادن جریان آب تولید می کند. بنابراین برخلاف سازهای بادی که از جریان باد برای تولید صدا استفاده می شود در هایدروفون جریان آب منشا تولید صدا خواهد بود.

این آلت موسیقی در دهه ی ۱۹۸۰ توسط یک محقق و مخترع کانادایی به نام استیون مان (Steven Mann) که به خاطر آثارش در حوزه ی عکاسی محاسباتی (computational photography) شهرت داشت اختراع شد که افراد کم بینا بتوانند با استفاده از حواس دیگر خود، غیر از بینایی، آلت موسیقی بنوازند.

 

 

شیوه ی کاری این آلت موسیقی بدین شکل است که آب به درون یک لوله ی خمیده که تعدادی سوراخ روی آن تعبیه شده است پمپاژ می شود. فشار آب باعث می شود که آبی که درون لوله جریان دارد با فشار از سوراخ ها خارج شود. یک مکانیزم تولید صدا روی هر سوراخ نصب شده است و زمانی که نوازنده انگشت خود را روی یک سوراخ قرار می دهد آب از مکانیزم تولید صدای روی آن عبور کرده و به قسمت دیگری از ساز منتقل می شود.

این ساز شباهت زیادی به ساز کیبورد الکتریکی دارد و می توان آن را روی تعداد زیادی از ابزارهای تولید صدا نصب کرد. علاوه بر این، ساز هایدرولوفون استفاده های مختلف دیگری نیز دارد برای مثال می توانید یکی از آن ها را در درون وان آب گرم خود قرار دهید.

۲- شیپور آلپی (The Alphorn)

1200px-Alphorns_Grindelwald-w700

آلات موسیقی لوله ای که با استفاده از دمیدن هوا صدا تولید می کنند قدمت فراوانی دارند. یکی از انوع این سازهای بادی «دیجریدو استرالیایی» (Australian Didgeridoo) نام دارد که هزاران سال توسط بومیان استرالیا مورد استفاده قرار گرفته است. یکی دیگر از این سازهای بادی «شیپور آلپی» است که تنها می توان آن را یک شیپور بلند و مخروطی با طولی بین ۸ تا ۱۲ فوت تعریف کرد.

این شیپور توسط مردمانی که در مناطق کوهستانی سوییس ساکن بودند برای ارتباط با هم در فواصل دور مورد استفاده قرار می گرفتند. برخی بر این باورند که شیپور آلپی از شیپور رومیان به نام «لیتوس» (Lituus) نشات گرفته که شکلی کاملا مشابه شیپور آلپی دارد و برای هدف مشابهی نیز مورد استفاده قرار می گرفته است. با این وجود هیچ مدرکی دال بر ارتباط این دو نوع شیپور وجود ندارد و برخی آن را تنها تفسیر نادرستی از واژه ی “liti” می دانند که در لهجه ی اوبوالدن (Obwalden) به معنای شیپور آلپی است.

 

 

هنوز هم در مورد خاستگاه این آلت موسیقی اختلاف وجود دارد. برخی دیگر ادعا می کنند که بین شیپور آلپی و شیپوری به نام «بوچیوم» (Bucium) که توسط ساکنان کوه های کارپاتیان (Carpathian Mountains) در رومانی مورد استفاده قرار می گرفت و شباهت زیادی به شیپور آلپی داشت ارتباط وجود دارد. بوچیوم شیپوری بود که به عنوان یک وسیله ی ارتباطی بین چوپانان و همسرانشان یا برای اعلام خبر احتمال درگیری نظامی در دره ای پایین کوه مورد استفاده قرار می گرفت. در رومانی نوازندگان این شیپور معمولاً زن ها هستند.

بوچیوم ظاهری شبیه شیپور آلپی دارد اما صدای آن کاملاً متفاوت است. به نظر می رسد که بوچیوم بسیار قدیمی تر از شیپور آلپی و حتی شیپور رومی ها بوده باشد.  

۱- ساز حلزونی (The Conch)

four-seasons-lanai-manele-bay-conch-shell-1280x720-w700

باستان شناسان بر این باورند که پیشینه ی استفاده از این ساز به دوران پارینه سنگی زَبَرین (Upper Paleolithic) یعنی حدود ۱۲.۰۰۰ سال پیش باز می گردد. استفاده از ساز حلزونی در نقاط مختلفی از جهان و به ویژه در مناطقی که صدف شکم پایانی مانند حلزون یافت می شده رواج دارد. این ساز در نقاط مختلف جهان نام های متفاوتی دارد و معمولا در مراسمات تشریفاتی و دینی نواخته می شود. مردم مناطق جنوبی آسیا، آمریکای میانه، کارائیب و بسیاری از کشورهای حوزه ی اقیانوس آرام مانند کر و ژاپن از انواع متفاوت این ساز و در اندازه های مختلفی استفاده می کنند.

در مناطقی مانند هاوایی و کشور فیجی به این ساز «پو» (Pu) گفته شده و مانند یک شیپور فانفار (fanfare trumpet) نواخته می شود. بر اساس نوع دمیدن ممکن است صدای این ساز حلزونی تا ۲ مایل نیز به راحتی شنیده شود و افسانه های جالبی در مورد این ساز وجود دارد. در دوران آزتک ها (Aztecs) به این شیپور «کویکویزوانی» (Quiquizoani) گفته می شد و در مراسم مهم آن را می نواختند. همچنین از کویکویزوانی به عنوان شیپوری برای هدایت و هماهنگ کردن حرکات نیروها در میدان جنگ استفاده می شد.

 

 

ارتباطات محکمی این شیپور حلزونی را به داستان خدایان دنیای زیر آب در دوران آزتک ها متصل می کند که یکی از آن ها خدایی به نام «کتزالکواتل» ( Quetzalcoatl) به معنای مار پَر دار بوده است. در شهر باستانی «تئوتیواکان» (Teotihuacan) در مکزیک نگاره های بسیاری از صدف حلزون یافت شده که در تزیین سازه ها مورد استفاده قرار گرفته اند. به نظر می رسد شیپورهای حلزونی در دوران تمدن آزتک ها از ارزش و اعتبار بسیار بالایی برخوردار بوده و قدرت معنوی زیادی به آن ها نسبت داده می شده است.

در مقبره های تمام افراد سرشناس و پادشاهان تمدن آزتک ها یک نشانه ی مشترک وجود دارد و آن قرار داشتن یک یا تعداد زیادی از این صدف های حلزونی در داخل مقبره ها بوده است.

در دوران معاصر نیز شیپور نوازانی مانند استیو تور (Steve Turre) گهگاه هنرنمایی هایی با استفاده از شیپپور حلزونی داشته اند. در فیلم «بیگانه» (Alien) که در سال ۱۹۷۹ و توسط ریدلی اسکات ساخته شد از صدای شیپور حلزونی برای تولید صدای پارازیتی ترسناک در مواقعی که فضای عجیب و غریب فضاپیمای متروکه ی بیگانگان فضایی به نمایش در می آمد استفاده شده است.